تبلیغات
Click here to make Firefighter your default homepage!
اللهم عجل لولیك الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه
بچه های آتش

بازی روزگار (دلنوشته پرفسور حسابی)


 


بازی روزگار را نمی فهمم!
من تو را دوست می دارم... تو دیگری را... دیگری مرا... و همه ما تنهاییم!

داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند،
این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند.

همیشه هر چیزی را که دوست داریم به دست نمی آوریم،
پس بیاییم آنچه را که به دست می آوریم دوست بداریم.

انسان عاشق زیبایی نمی شود،
بلكه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست!

انسان های بزرگ دو دل دارند؛
دلی که درد می کشد و پنهان است و دلی که میخندد و آشکار است.

همه دوست دارند که به بهشت بروند،
ولی کسی دوست ندارد که بمیرد ... !

عشق مانند نواختن پیانو است،
ابتدا باید نواختن را بر اساس قواعد یاد بگیری. سپس قواعد را فراموش کنی و با قلبت بنوازی.

دنیا آنقدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد،
پس به جای آنکه جای کسی را بگیریم تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم.

‏‏اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است؛
محبتشان نسبت به یکدیگر نامحدود می شود.

عشق در لحظه پدید می آید
و دوست داشتن در امتداد زمان
و این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است.

راه دوست داشتن هر چیز درک این واقعیت است که امکان دارد از دست برود :

انسان چیست ؟
شنبه: به دنیا می آید.
یكشنبه: راه می رود.
دوشنبه: عاشق می شود.
سه شنبه: شكست می خورد.
چهارشنبه: ازدواج می كند.
پنج شنبه: به بستر بیماری می افتد.
جمعه: می میرد.

نوشته شده: دوشنبه 19 دی 1390    | توسط: عباس صمصامی    | طبقه بندی: مطالب جالب، عاشقانه،     | نظرات()

بیایید جلوی تجربه‌های تلخ را بگیریم

در حالی که پروژه گازرسانی شهر آبپخش در حال انجام است و بسیاری از قسمت های شهر گاز رسانی شده و مسئولین امر و مردم خوشحال هستند؛ در این نوشتار دیدگاهی متفاوت را مطرح خواهیم کرد. البته این موضوع تنها مربوط به شهر آبپخش نیست، که تمام استان و حتی خیلی از نقاط کشورمان را در بر می‌گیرد. هرچند این نگاه شاید بدبینانه به نظر برسد اما گفته‌اند که: "آدم خوش بین هواپیما می‌سازد و آدم بدبین چترنجات!!!". امید که این نوشتار چتر نجاتی باشد برای پیشگیری از حوادث دلخراش.

قبل از حادثه میخواهم هشدار دهم و اعلام دارم خطرهای بزرگی در کمین است که خدایی ناکرده می‌تواند به فاجعه منجر شود اگر که قبل از وقوع امکانات لازم را فراهم نکرده باشیم.

با توجه به اینکه بنده خود آتش نشان هستم و در این ارتباط مشغول به تحصیل؛ برای آشنایی بیشتر به آتش نشانی شهرمان سر زدم. واقعا جای تاسف بود. شهری با بیش از 20 هزار نفر جمعیت تنها 4 آتش نشان دارد. این بندگان خدا دوره آموزش لازم را برای کاری که انجام می‌دهند طی نکرده‌اند، امکانات لازم را ندارند و اصلا از ابتدایی ترین لوازم یک آتش نشان که لباس مخصوص می‌باشد و اول جان خودشان را حفظ می‌کند محرومند. اما افسوس که خاموش کننده و لباس هم ندارند چه رسد به دستگاه تنفسی و خودروی لازم برای اطفاء حریق و کپسول خاموش کننده و فوم ....

این عزیزان درحالی جان خود را به خطر می‌اندازند که نه آموزش کافی را دیده اند و نه تعدادشان به اندازه کافی است و نه امکانات دارند. پس نباید که انتظاری هم داشته باشیم و نباید به آنها ایراد گرفت.

جالب است بدانید که رئیس ایستگاه گزارش می‌داد که سال قبل 40 حادثه داشته‌اند ولی تنها در 6 ماه امسال بالغ بر 60 حادثه گزارش شده است.

حال خودتان قضاوت کنید با این گازرسانی که صورت گرفته و عدم آشنایی مردم با این انرژی مفید ولی کاملا خطرناک اگر خدایی ناکرده حادثه ای اتفاق بیفتد چه خواهد شد.

از دیگر موارد قابل ذکر گسترش سریع شهر و حتی وجود ساختمانهای طبقاتی، وجود نخلستانهای اطراف شهر، ایجاد شرکت‌های کوچک و بزرگ و اماکن عمومی در اطراف و داخل شهر و همین گازرسانی اخیر  نیز می‌باشد که هر کدام خطرات بالقوه‌ای هستند که می‌توانند یک فاجعه را به همراه داشته باشند.

با تمام این اوصاف باید به فکر آموزش مردم، ایجاد امکانات ایمنی لازم در ساختمانهای عمومی و طبقاتی و ادارات، گسترش سطح توانایی و امکانات آتش نشانی بود. اما این تغییرات قطعا بار مالی فراوانی دارد که از طریق شهرداری، بخشداری و حتی شرکت گاز شهری (به دلیل مرتبط بودن با گاز شهری) و اداره جهاد کشاورزی (به دلیل وجود باغات اطراف شهر)‌ و دیگر نهادهای مسئول و افراد خیر قابل تامین است.

امید که حادثه‌ای رخ ندهد، و مسئولین نیز قبل از وقوع حادثه تمهیدات لازم را اندیشیده، و امکانات لازم را برای مقابله با خطر فراهم کرده باشند.

باشد که از تجربه‌های تلخ دیگران درس بگیریم و خود حوادث تلخ را تجربه نکنیم.

وبلاگ بچه‌های آتش

"عصا"

نوشته شده: جمعه 16 دی 1390    | توسط: عباس صمصامی    | طبقه بندی: عمومی، پرسشهای نو، پیشنهادات ما، یاداشت‌های عصا، ایمنی و آتش نشانی،     | نظرات()

مفاهیم بنیادین بورس در كاریكاتور




تصمیم گیری در بورس دقت ثانیه ها را می طلبد








برخلاف بورس بازار ارز و سكه افول های ناگهانی دارد

نوشته شده: شنبه 10 دی 1390    | توسط: عباس صمصامی    | طبقه بندی: عمومی، مطالب جالب،     | نظرات()

ببخشید داداش! ، شما به این بلند بلندا چی میگید؟!

استان نیوز در مطلبی جالب نوشت : برادرم ابراهیم هم مثل خودم روستا زاده ای بود که در روستای...(استان بوشهر) زندگی می کرد؛ صبح تاغروب در کنار پدر، مادر، برادران و خواهرانم در نخلستان کوچکمان کار می کرد؛ فصل درو کردن گندم که می شد، همین ابراهیم از همه زرنگ تر بود و کارش را به نحو احسن انجام می داد؛ پدرم همیشه می گفت: این پسر از همه شما بیشتر زحمت می کشد؛ به همین دلیل هم پدرم به او محبت بیشتری می کرد.

موعد سربازی ابراهیم که فرا رسید، او را به تهران فرستادند، هر چه از زمان خدمت او بیشتر میگذشت، وقتی به مرخصی می آمد کمتر به خانواده و پدر کمک می کرد، اواخر خدمت اصلا به مزرعه و باغ هم سر نمی زد؛ خلاصه این ابراهیم، ابراهیم سابق نبود که یک تنه خرمای همه نخلها را می برید! اصلا لهجه اش هم تغییر کرده بود، دیگر ماها را قبول نداشت! تا اینکه یه روز که از تهران برگشته بود به یکی از نخلهای داخل حیاط اشاره کرد و گفت: "ببخشید داداش! شما به این بلند بلندا چی میگید؟!" منم که از اداهاش کلافه شده بودم، یکی خوابوندم زیر گوشش و گفتم: ما به اینها میگیم "مُخ"! شما چی میگید؟! ابراهیم هم که صورتش سرخ شده بود و زورش هم به من نمی رسید، فقط یه نگاهی کرد و گفت:"چقد تو بی تربیتی!"

از اون موقع تا حالا این داستان تو روستای ما ضرب المثلی شده که در مناسبت های خاص بازگو می شود.

 مشهدی احمد که پیرمرد شوخ طبعی هم هست، بعد از تعریف کردن این داستان لبخندی زد و گفت: حالا عزیز من الان این نماینده ها با ما کار دارند، هم با مردم سلام و علیک گرمی دارند، هم اگر تو جاده یکی را دیدند سوار می کنند، شام دعوت می کنند و خلاصه...؛ ولی می ترسم پاشون که به تهران برسه اسم "مُخ" را هم فراموش کنند!

نوشته شده: شنبه 3 دی 1390    | توسط: محسن صمصامی    | طبقه بندی: عمومی، مطالب جالب،     | نظرات()

موفقیت

مایكل شوماخر چندین سال متوالی در مسابقات رالی در دنیا اول شد.
وقتی رمز موفقیتش را پرسیدند، در جواب گفت:
تنها رمز موفقیت من این است كه زمانی كه دیگران ترمز می‌گیرند، من گاز می‌دهم...
 
 
STUDY while others are sleeping
(مطالعه کن وقتی که دیگران در خوابند)
 
 
DECIDE while others are delaying (hesitating)
(تصمیم بگیر وقتی که دیگران مرددند)
 
 
PREPARE while others are daydreaming
(خود را آماده کن وقتی که دیگران در خیال پردازیند)
 
 
BEGIN while others are procrastinating
(شروع کن وقتی که دیگران در حال تعللند)
 
 
WORK while others are wishing
(کار کن وقتی که دیگران در حال آرزو کردنن د)
 
 
SAVE while others are wasting
(صرفه‌جویی کن وقتی که دیگران در حال تلف کردند)
 
LISTEN while others are talking
(گوش کن وقتی که دیگران در حال صحبت کردند)
 
 
SMILE while others are frowning
(لبخند بزن وقتی که دیگران خشمگیند)
 
 
 PERSIST while others are quitting
(پافشاری کن وقتی که دیگران در حال تسلیم شدنند)

نوشته شده: پنجشنبه 1 دی 1390    | توسط: عباس صمصامی    | طبقه بندی: عاشقانه، مطالب جالب، پیشنهادات ما،     | نظرات()

آخر راننده

این روزها پیدا كردن راننده خوب و حرفه ای كم نیست ولی در این بین تعداد رانندگان تازه كار و آماتور بیشتر جلوه كرده است. به خصوص در بین خانم ها!!!

حالا این كلیپ رو از وبلاگ بچه های آتش ببینید و لذت ببرید. واقعا این گونه رانندگان توی كشور ما كم نیستند.

 دانلود كنید

نوشته شده: چهارشنبه 30 آذر 1390    | توسط: عباس صمصامی    | طبقه بندی: مطالب جالب،     | نظرات()

مجموعه مجلات تندرستی ویستا

دوستان عزیز می‌توانند فایل PDF مجله رو نیز از پایین صفحه باز شده دانلود نمایند.
 
 
 

نوشته شده: سه شنبه 29 آذر 1390    | توسط: عباس صمصامی    | طبقه بندی: عمومی، دانلود کتاب و مجله، پیشنهادات ما،     | نظرات()

نگارش و تدوین كتاب مفاتیح الحیات پایان یافت

عضو شورای پژوهشی تدوین كتاب مفاتیح الحیات گفت: مرحله نگارش و تدوین كتاب ارزشمند مفاتیح الحیات پایان یافته است و هم اكنون این كتاب در مرحله ارزیابی ، ویراستاری و صفحه بندی است.

به گزارش ایرنا حجت الاسلام 'محمد حسین فلاح زاده ' در دیدار اعضای شورای پژوهشی طرح تدوین كتاب مفاتیح الحیات با آیت الله جوادی آملی افزود: این كتاب كه طرح اولیه تدوین آن از سوی آیت الله جوادی آملی ارائه شده بود توسط پژوهشگران پژوهشگاه علوم وحیانی معارج مرحله تدوین و پژوهش خود راپشت سر گذاشته و فهرست بندی آن نیز مشخص شده است.

وی افزود: محتوای این كتاب كه به نوعی جلد دوم مفاتیح الجنان برشمرده می شود از آیات قرآن و روایات معصومین و همچنین آثار حضرت آیت الله جوادی آملی استخراج شده است. وی ابرازداشت: مفاتیح الحیات در 800 تا 900 صفحه فهرست بندی شده است و امیدواریم تا پایان سال 90 به مرحله چاپ و انتشار برسد.

استاد حوزه علمیه قم افزود: تعامل انسان با خود ، همنوعان ، نظام ، حیوانات و نحوه تعامل با طبیعت پنج سرفصل اصلی كتاب مفاتیح الحیات هستند.

وی خاطر نشان كرد: مفاتیح الحیات كتابی است كه ثواب ها و عِقاب های مربوط به كلیه امور رفتاری انسان در زندگی دنیوی را یادآور می شود و با تكیه بر اصول اخلاقی راهنمایی بر نحوه چگونگی رفتار انسان با هم نوعان خود و همچنین طبیعت و .... خواهد بود.

 

نوشته شده: یکشنبه 27 آذر 1390    | توسط: عباس صمصامی    | طبقه بندی: بخش خبری، مطالب جالب،     | نظرات()

یك مطلب كوتاه

دختر کوچولو و پدرش از رو پلی میگذشتن.
پدر یه جورایی می‌ترسید، واسه همین به دخترش گفت: عزیزم، لطفا دست منو بگیر تا نیوفتی تو رودخونه.
دختر کوچیک گفت: نه بابا، تو دستِ منو بگیر
پدر که گیج شده بود با تعجب پرسید: چه فرقی می‌کنه؟
دخترک جواب داد: اگه من دستت را بگیرم و اتفاقی برام بیوفته، امکانش هست که من دستت را ول کنم. اما
اگه تو دست منو بگیری، من، با اطمینان میدونم هر اتفاقی هم که بیفته، هیچ وقت دستم رو ول نمی‌کنی.
در هر رابطه دوستی‌ای، ماهیت اعتماد به قید و بندهاش نیست؛ به عهد و پیمان‌هاش هست. پس
دست کسی رو که دوست داری رو بگیر، به جای این که توقع داشته باشی اون دست تو رو بگیره.....!ا

نوشته شده: پنجشنبه 10 آذر 1390    | توسط: عباس صمصامی    | طبقه بندی: مطالب جالب،     | نظرات()

مهران رجبی، هنرپیشه‌ای که دوست دارد در کنار حزب‌الله لبنان شهید شود

مهران رجبی گفت: یکی از آرزوهای من این است که بروم در کنار حزب‌الله لبنان بجنگم و شهید شوم. همیشه هم به همسرم می‌گویم من بالآخره یک روز می‌روم. دلیرترین آدم روی زمین را سید‌حسن نصرالله می‌دانم.

به گزارش گروه حماسه و مقاومت فارس، مبالغه نیست اگر اهالی سینمای کشور را از دورترین گروه‌های اجتماعی نسبت به ارزش‌های انقلاب اسلامی بدانیم و برای اثبات این مسئله تقلای زیادی لازم نیست؛ اما وجود نمونه‌هایی مانند مهران رجبی در سینما که انگشت‌شمار هم هستند تا حدودی مایه دلگرمی است. هیچ کس نمی تواند ارزش‌های هنری و توانمندی‌های بازیگری مهران رجبی را انکار کند. نفوذ رجبی در سینما و تلویزیون بیش از آن است که مطابق میل برخی سینماگران، بتوان شرش را کم کرد. او با صراحت و روراستی در میان اهالی سینما از گذشته خود با افتخار یاد می‌کند و  کمترین ابایی ندارد که به انقلاب و جنگی که در آن حضور مستقیم داشته است ببالد و پیشنهاد بازی در فیلم بهمن قبادی را با ادبیات مزاح‌آلودِ خود رد کند و در عین حال آرزو داشته باشد که در کنار نیرو‌های حزب الله لبنان بجنگد و به‌شهادت برسد. 
راستش را بخواهید، پس از این گفت‌وگوی مفصل با مهران رجبی به جمع‌بندی جالبی رسیدم که خیلی هم به آن اعتقاد دارم. ایشان به هیچ وجه یک هنرپیشه نیست. مختصات شخصیتِ آقای رجبی هیچ قرابتی با هنرپیشه‌ها ندارد. او یک معلم شوخ و شنگ حزب‌اللهی است که خدا این استعداد را در وجودش قرار داده است تا مقابل دوربین جادویی سینما، همه را به تحسین وادارد.
آنچه می‌خوانید بخش دوم و پایانی گفت‌وگوی اختصاصی فارس با مهران رجبی است که مطالعه آن را به همه علاقه‌مندان توصیه می‌کنم:
     

نوشته شده: چهارشنبه 18 آبان 1390    | توسط: محسن صمصامی    | طبقه بندی: عمومی،     | نظرات()

جهت عضویت درخبرنامه ایمیل خود را وارد نمایید

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذكر نام "بچه های آتش"بلامانع می باشد